«لغت نامه دهخدا»
[بَ] (ع اِ) شیر و آب اندک. || گیاه باقی بر چوب که به دم کلاکموش ماند. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (آنندراج). || بعیر بصباص؛ شتر لاغر. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). شتر لاغر. (آنندراج)(1). || قرب بصباص؛ قرب با کوشش که در آن فتور نباشد. و قرب آن شبگیری است که صبح آن به آب رسند. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). (1) - در آنندراج بمعنی نان لاغر نیز آمده است و مؤلف تاج العروس آرد: بعیر بصباص، در همهء نسخ چنین است و در تکمله آمده: شعیر بصباص و آن غلط است و بمعنی باریک است و ممکن است که مؤلف آنندراج معنی نان لاغر را از شعیر بصباص استنتاج نموده باشد.