بی فرهی

«لغت نامه دهخدا»

[فَ رَ / فَرْ رَ] (حامص مرکب)بی فر و شوکت و عظمت. بی شکوهی و جلال. که فرهی ندارد :
کسی را که وام است و دستش تهیست
به هر جای بی ارج و بی فرهیست.فردوسی.
چنین گفت کاکنون شود آگهی
بدین ناجوانمرد بی فرهی.فردوسی.
و رجوع به فرهی شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر