بی گدار

«لغت نامه دهخدا»

[گُ] (ص مرکب) (از: بی + گدار = معبر) بی معبر.
- بی گدار به آب زدن؛ احتیاط نکردن. بی پروا به کاری پرداختن. رجوع به گدار شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر