بیمایگی

«لغت نامه دهخدا»

[یَ / یِ] (حامص مرکب) حالت و چگونگی بی مایه. افلاس و احتیاج. (آنندراج). فقر و پریشانی و گدائی و بی نوائی. (ناظم الاطباء). نداشتن مایه. نداشتن سرمایه. (یادداشت مؤلف) :
که از بینوایی و بیمایگی
گرفتم درین خانه همسایگی.سعدی.
|| نداشتن علم و فضل. نداشتن علم و ادب و صنعت. (یادداشت مؤلف).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر