«لغت نامه دهخدا»
[یَ / یِ] (حامص مرکب) حالت و چگونگی بی مایه. افلاس و احتیاج. (آنندراج). فقر و پریشانی و گدائی و بی نوائی. (ناظم الاطباء). نداشتن مایه. نداشتن سرمایه. (یادداشت مؤلف) : که از بینوایی و بیمایگی گرفتم درین خانه همسایگی.سعدی. || نداشتن علم و فضل. نداشتن علم و ادب و صنعت. (یادداشت مؤلف).