بی مثال

«لغت نامه دهخدا»

[مِ] (ص مرکب) (از: بی + مثال «عربی») بی مانند. (بهار عجم) (آنندراج). بی نظیر. بی مشابهت و نابرابر. (ناظم الاطباء). بی شبه. بی مانند. بی عدیل. بی مثیل : ماه طلوع از مشرق جمال بی مثال او کردی. (سندبادنامه ص149).
خدایست آنکه ذات بی مثالش
نگردد هرگز از حالی به حالی.سعدی.
خوشا شیراز و وضع بی مثالش
خداوندا نگه دار از زوالش.حافظ.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر