بی محک

«لغت نامه دهخدا»

[مَ حَ] (ص مرکب) (از: بی + محک) بی سنگ آزمایش. آزمایش ناشده :
زرّ قلب و زرّ نیکو در عیار
بی محک هرگز ندانی زاعتبار.مولوی.
رجوع به محک شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر