بیمگاه

«لغت نامه دهخدا»

(اِ مرکب) (از: بیم، ترس + گاه، پسوند مکان) محل خوف و خطر. (آنندراج). محل خطر. جای ترس و بیم. (ناظم الاطباء) :
بهر بیمگاهی حصاری کند
ز بهر سرانجام کاری کند.نظامی.
ره درین بیمگاه تا مردن
اینچنین میتوان بسر بردن.نظامی.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر