بیو

«لغت نامه دهخدا»

[بَ] (اِ) عروس. (برهان). به این معنی بیوک هم آمده و در بختیاری بیک بهمین معنی است. رجوع کنید به بیوگ و بیوگان. (حاشیهء برهان چ معین). عروس مقابل داماد. (ناظم الاطباء). بمعنی عروس و بیوکانی یعنی عروسی و آن را ویو و بیوک نیز خوانند. (انجمن آرا) (از آنندراج) (از جهانگیری) :
برهی گر کنی بفردی خو
از حسود(1) و خسور و ننگ بیو.سنائی.
(1) - ن ل: عثور، بمعنی عثرت و زلت.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر