بیهوده خند

«لغت نامه دهخدا»

[دَ / دِ خَ] (نف مرکب) که بخیره خندد. که خندهء نامعقول کند. خیره خند. گزاف خند. (یادداشت مؤلف) :
خندهء هرزه مایهء جهل است
مرد بیهوده خند نااهل است.سنایی.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر