تدمیم

«لغت نامه دهخدا»

[تَ] (ع مص) طلا کردن دِمام را بر چشم خانه. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء): دمم العین الوجیعه؛ دمها. (متن اللغه). طلا کردن ظاهر چشم را به دمام. (اقرب الموارد). مالیدن ظاهر چشم را بچیزهای مالیدنی مثل دممه، از باب تفعیل. (شرح قاموس).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر