لغت نامه دهخدا

کلمه
پیراسته شدن
پیراسحاق
پیر اسملو
پیرافشانی
پیراک
پی راکاوا
پیراگندن
پیرالوان
پیرام
پیرامام
پیرامن
پیراموس
پیرامون
پیرامید
پیران
پیران
پیران
پیران
پیران
پیران
پیران
پیران
پیرانبار
پیرانجخ
پیرانداخ
پیرانزی
پیران سال
پیران سر
پیران شاه
پیرانشاه
<صفحه 2572>