اشکسته بند

«لغت نامه دهخدا»

[اِ کَ تَ / تِ بَ] (نف مرکب)شکسته بند. رَدّاد. (ناظم الاطباء). آروبند :
خواجهء اشکسته بند آنجا رود
که در آنجا پای اشکسته بود.مولوی.
و رجوع به شکسته بند شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر