اضرام

«لغت نامه دهخدا»

[اِ] (ع مص) فروزانیدن آتش. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). برآوروختن(1) آتش. (تاج المصادر بیهقی). تضریم. استضرام. (اقرب الموارد). مشتعل ساختن و برافروختن و زبانه دار کردن آتش. آتش فروزانیدن. و رجوع به تضریم و استضرام شود.
(1) - لهجه ای در برافروختن است.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر