اظماء

«لغت نامه دهخدا»

[اِ] (ع مص) تشنه گردانیدن. (تاج المصادر بیهقی). تشنه کردن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). گرفتار تشنگی کردن کسی. تظمئه. (از اقرب الموارد) (متن اللغه). || لاغر کردن اسب فربه را. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). تظمئه. رجوع به کلمهء مذکور شود. اظماء اسب؛ لاغر کردن آنرا. (از اقرب الموارد) (از متن اللغه). اسب را سوغانی کردن. (یادداشت مؤلف). (فعل آن بصورت مجهول آید). کشیدن آب بدن کسی یا اسبی بوسیلهء تعریق تا فروهشتگی و سستی گوشت و عضله های وی به استواری و پری و فربهی مبدل شود. || اظماء اسب(1)؛ لاغر شدن آن. (از متن اللغه).
(1) - ناقص یایی است از ظمی.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر