باده پرست

«لغت نامه دهخدا»

[دَ / دِ پَ رَ] (نف مرکب)بسیار میخواره. (ناظم الاطباء). کنایه از دائم الخمر. (آنندراج). بسیار میخوار را گویند. می پرست. بندهء می :
بپیری بمستی میازید دست
نه نیکو بود پیر باده پرست.فردوسی.
شه بامّید ماست باده پرست
من قلم دارم و تو تیغ بدست.نظامی.
عاشقی را که چنین بادهء شبگیر دهند
کافر عشق بود گر نشود باده پرست.حافظ.
کمر کوه کمست از کمر مور اینجا
ناامید از در رحمت مشو ای باده پرست.
حافظ.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر