بامعرفت

«لغت نامه دهخدا»

[مَ رِ فَ] (ص مرکب)(1) که معرفت دارد. || در اصطلاح عوام و بخصوص داش مشتی ها آنکه حقوق و مراسم فتوت و جوانمردی را رعایت کند. لوطی و داش مشتی عارف و واقف به آئین جوانمردی. و رجوع به معرفت شود.
(1) - از با+ معرفت.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر