بپا

«لغت نامه دهخدا»

[بِ پا / بِپْ پا] (ص مرکب) که پاس چیزی نگاهدارد. پاینده. پاسبان. حافظ. حارس. نگهبان. (یادداشت مؤلف). || (درتداول زنانه) رقیب. ناظر. که زاغ کسی را چوب زند. که مراقب حرکات دیگری باشد. || (فعل امر) امر از پاییدن. مراقب باش. باخبر باش.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر