تاراج افکندن

«لغت نامه دهخدا»

[اَ کَ دَ] (مص مرکب) به یغما دادن. در معرض غارت و چپاول گذاشتن.
- به تاراج فکندن:دانی که دل من که فکنده ست بتاراج
آن دو خط مشکین که پدید آمدش از عاج.
دقیقی (از لغت فرس اسدی چ اقبال ص 54).
رجوع بتاراج شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر