تخته برداشتن

«لغت نامه دهخدا»

[تَ تَ / تِ بَ تَ](مص مرکب) باز کردن در صندوق و تابوت و جز آن :
ز تابوت زر تخته برداشتند
که گفتار او خیره پنداشتند.فردوسی.
- تخته برداشتن از دکان؛ واکردن دکان :
تو بزم ساز بعشرت که صبح باده فروش
پی صبوح تو این تخته از دکان برداشت.
حسین ثنائی (از آنندراج).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر