لغت نامه دهخدا

کلمه
بروثا
بروج
بروج
بروج
بروجرد
بروجرد
بروجردی
بروجردی
بروجن
بروجن
بر وجه
بروجی
بروجی
بروچ
بروح
بروح
برود
برود
برود
برود
برود
برود
برودات
برودت
برودت انگیز
برودری
برودست
بروده
بروده
برور
<صفحه 2053>