لغت نامه دهخدا

کلمه
بروات بالا
بروات پائین
بروات میان
برواج
بروا داشتن
بروار
برواره
برواز
برواز
بروازه
برواس
برواسیدن
برواق
بروان
بروان
بروانان
بروانیا
بر و بچه
بر و بحر
برو برگرد
بروبرو
بر و بساط
بر و بوم
بروبیا
بر و بیابان
بروت
بروتاغوراس
بروتوس
بروتوس
بروث
<صفحه 2052>