«لغت نامه دهخدا»
[پُ جَ] (اِ)(1) پیشانی به زبان ماوراءالنهر. (لغت نامهء اسدی نسخهء نخجوانی). رجوع به بنجه شود. || بمعنی پیشانی باشد که عربان ناصیه گویند. (برهان قاطع). و نیز رجوع به بنجه شود. به تیغ طره ببرد ز پنجهء خاتون به گرز پست کند تاج بر سر چیپال.منجیک. بپیچد دلم چون ز پنجه بتم گشاید به رغم دلم پنجه بند. عسجدی (از لغت نامهء اسدی). || موی را نیز گفته اند که از سر زلف ببرند و آن را پیچ و خم داده بر پیشانی گذارند(2). (برهان قاطع). (1) - Front. . (فرانسوی) (2) - Toupet