لغت نامه دهخدا

کلمه
بذاء
بذاء
بذائت
بذاءت
بذاته
بذاخ
بذاخی
بذاذ
بذاذه
بذار
بذاره
بذال
بذج
بذجان
بذح
بذح
بذح
بذخ
بذخ
بذخ
بذخ
بذخ
بذخت
بذخشان
بذذ
بذر
بذر
بذر
بذر
بذر
<صفحه 1980>