لغت نامه دهخدا

کلمه
بذرام
بذرق
بذرق
بذرقه
بذرگر
بذرگری
بذروج
بذره
بذره
بذری
بذست
بذسغان
بذسقان
بذسکان
بذشت
بذع
بذع
بذق
بذق
بذقطه
بذل
بذل
بذلاخ
بذلاخ
بذلخه
بذله
بذله
بذله
بذم
بذندون
<صفحه 1981>