لغت نامه دهخدا

کلمه
برکسه
بر کسی بودن
برکسیس
برکشنده
برکشیدن
برکشیده
برکع
برکعه
برکل
برکم
برکمال
برکنار
برکناری
برکنان
برکنان
برکنج
برکند
برکندگی
برکندن
برکنده
برکنه
برکوتی
برکوع
برکوفتن
برکوک
برکوه
برکوه
برکوه
برکوهان
برکوهه
<صفحه 2037>