لغت نامه دهخدا

کلمه
پر سیاوشان
پرسیاه
پرسیدن
پرسیده
پرسیس
پرسی کا
پرسی گاردنر
پرسین
پرسیه
پرش
پرش
پرش
پرشاخ
پر شاخ و برگ
پر شاخ و برگی
پرشاش
پرشاوش
پرشتاب
پرشتنه
پرشتنه
پرشدن
پرشرار
پرشرم
پرشعف
پرشعفی
پرشکاف
پرشکال
پرشکم
پرشکن
پرشکنج
<صفحه 2455>