لغت نامه دهخدا

کلمه
پسری
پسریچه
پسری کرده
پسرینه
پس زانو نشستن
پس ستاندن
پس ستدن
پس سر
پس سر نمودن
پس سرین
پس سن نیوس نیگر
پس شاشیدن
پس شام
پس طلبیدن
پسغده
پس غیژیدن
پس فتادن
پس فردا
پس فرداشب
پس فرستادن
پس فروختن
پس فکند
پس قراول
پس قلعه
پسقوپی
پسک
پسکادر
پس کار بنشستن
پس کردن
پس کشیدن
<صفحه 2484>