لغت نامه دهخدا

کلمه
پسکلایه
پسکل تارکی
پسکله
پسکو
پس کوچه
پسکوه
پس کوهک
پسکوهه
پسکی
پسکی ارا
پس گذاشتن
پس گردن
پس گردنی
پس گرفتن
پس گفتن
پس گوش افکندن
پسلس
پس لشکر
پسله
پسله خور
پسله خوری
پس ماندن
پس مانده
پس مانده خور
پس میختن
پسند
پسند آمدن
پسندر
پسند شدن
پسندندگی
<صفحه 2485>