لغت نامه دهخدا

کلمه
پسندنده
پسنده
پسنده
پسندیدگی
پس نشانیدن
پس نشستن
پس نشین
پس نشینی
پس نشینی کردن
پسنگک
پسنگیکا
پس نماز
پس نهادن
پسنی
پسنیوس نیژر
پس وازنک
پس و پیش
پس و پیش کردن
پس و پیش نگر
پسوده
پس وردار
پسوم
پسوه
پسهانتن
پسه بردار
پسه برداری
پس هشتن
پس هشه
پسه وردار
پسی
<صفحه 2486>