لغت نامه دهخدا

کلمه
اشک میغ
اشکمین
اشکن
اشکناز
اشکناز
اشکناک
اشکنان
اشکنان
اشکنان
اشکنان
اشکنبر
اشکنبه
اشکنج
اشکنجه
اشک ندامت
اشکندن
اشکنش
اشکنک
اشکننده
اشکنوار
اشکنوان
اشکنوانیه
اشکنوئیه
اشکنه
اشکنه ساختن
اشکنه ساز
اشکنه کردن
اشک نیسان
اشکو
اشکوب
<صفحه 1172>