لغت نامه دهخدا

کلمه
پیروزه چشم
پیروزه رنگ
پیروزه سلب
پیروزه طشت
پیروزه فام
پیروزه فامی
پیروزه قبا
پیروزه گرد
پیروزه گنبد
پیروزه گون
پیروزه مغفر
پیروزه وار
پیروزی
پیروزی
پیروزی بخشیدن
پیروزی دادن
پیروزی رسان
پیروزی مند
پیروزی یافتن
پیروس
پیروس
پیروس
پیر و کور
پیر و کور شدن
پیرولی
پیرولی باغی
پیرومی
پیرون
پیرون
پیرونوئیه
<صفحه 2588>