لغت نامه دهخدا

کلمه
بازبدایی
بازبدایی
بازبدی
بازبر
بازبردن
بازبرده
بازبریدن
بازبزه
بازبستن
بازبسته
بازبکند
بازبهادربن شجاع
بازبین
بازپاشیدن
بازپاشیده
بازپذیرفتن
بازپذیرنده
بازپراندن
بازپرانیدن
بازپرداختن
بازپرس
بازپرسی
بازپرسیدن
بازپرسی کردن
بازپره
بازپس
بازپس آمدن
بازپس استادن
بازپس افکندن
بازپس انداختن
<صفحه 1804>