لغت نامه دهخدا

کلمه
بر خاک نشاندن
بر خاک نشستن
برخان
برخان
برخبر
برخج
برخچ
برخداه
بر خر خود سوار شدن
بر خر نشاندن
برخروشیدن
برخزیدن
برخش
برخشان
بر خشت زادن
برخشیدن
برخصوص
برخطر
برخفج
برخفجی
برخفچ
برخفچی
برخفنچ
برخ کردن
برخ کشیدن
برخلاف
بر خلد سر بردن
بر خلد سر کردن
برخلیدن
برخمان
<صفحه 2005>