لغت نامه دهخدا

کلمه
برح
برح
برح
برحاء
برحایا
برحذر
برحسب
برحق
برحکم
برحه
برحه
برحی
برحی
برحی
برحی
برحین
برخ
برخ
برخ
برخاج
برخاست
برخاستگی
برخاستن
برخاست نامه
برخاسته
برخاش
برخاش
بر خاک افتادن
بر خاک افکندن
بر خاک انداختن
<صفحه 2004>