لغت نامه دهخدا

کلمه
تاب بردن
تابتا
تاب تاب
تابچند
تابحریت
تابخانه
تابخورد
تاب خوردن
تاب خورده
تاب دادن
تاب داده
تابدار
تابداری
تاب داشتن
تابدان
تابدیخ
تاب دیده
تاب رفتن
تاب زخمه داشتن
تاب زن
تابستان
تابستانق
تابستانگاه
تابستان نشین
تابستانی
تابس شرم
تابسه
تابش
تابشی
تابع
<صفحه 2634>