لغت نامه دهخدا

کلمه
تباوء
تباؤس
تباوس
تباوش
تباه
تباهانیدن
تباه بوی
تباهث
تباهج
تباهجه
تباه چشم
تباهچه
تباه خرد
تباه خرد شدن
تباه خرد گردانیدن
تباه خو
تباه داشتن
تباه دست
تباه رای
تباه روز
تباه ساختن
تباهش
تباه شدن
تباه کار
تباه کاری
تباه کردن
تباه کیش
تباه گردانیدن
تباه گردیدن
تباه گشتن
<صفحه 2719>