لغت نامه دهخدا

کلمه
اشصاص
اشطاء
اشطاء
اشطاط
اشطاط
اشطان
اشطان
اشطر
اشظاء
اشظاظ
اشظاظ
اشظه
اشعاء
اشعاب
اشعار
اشعار
اشعار داشتن
اشعار کردن
اشعاع
اشعافی
اشعال
اشعان
اشعب
اشعب
اشعث
اشعث
اشعثی
اشعثی
اشعر
اشعر
<صفحه 1160>