لغت نامه دهخدا

کلمه
بچگانه
بچگی
بچگین
بچل
بچلیه
بچم
بچند
بچند
بچنگ آمدن
بچنگ آوردن
بچواک
بچوه
بچه
بچه
بچه آباد
بچه آوردن
بچه افتادن
بچه افکندن
بچه انداختن
بچه باز
بچه بازی
بچه جیک
بچه چاله سر
بچه خوان
بچه خوره
بچه دار
بچه دار شدن
بچه داری
بچه دان
بچه دختر
<صفحه 1935>