لغت نامه دهخدا

کلمه
بند و بلا شدن
بندور
بندور
بندوق
بند و گشاد
بند و گشای
بندول
بندوی
بندوی
بندویه
بنده
بنده پذیری
بنده پرور
بنده پروردن
بنده پروری
بنده پروریدن
بندهء تبریزی
بنده شدن
بنده فرمانی
بنده فش
بنده کردن
بنده گرفتگی
بنده گرفته
بنده گشتن
بنده نواز
بنده نوازی
بنده وار
بندهی
بندهی
بندی
<صفحه 2238>