لغت نامه دهخدا

کلمه
پژولیدن
پژولیده
پژوم
پژوند
پژوه
پژوه
پژوهان
پژوهش
پژوهش کردن
پژوهندگی
پژوهندهء اختر
پژوهیدن
پژوهیدنی
پژوهیده
پژوی
پژوین
پژه
پژه
پژهان
پژهان بردن
پژهش
پس
پس آمدن
پس آنگاه
پس آهنگ
پسا
پساپیش
پساپیش شدن
پساچین
پسادست
<صفحه 2478>