لغت نامه دهخدا

کلمه
بهانه بسیچ
بهانه تراش
بهانه تراشی
بهانه تراشیدن
بهانه جستن
بهانه جو
بهانه جویی
بهانه داشتن
بهانه ساختن
بهانه ساز
بهانه شکستن
بهانه شکن
بهانه طلب
بهانه طلبیدن
بهانه فروش
بهانه فروشی
بهانه کردن
بهانه گرفتن
بهانه گیر
بهانه گیری
بهانه نهادن
بهاور
بها و نعم
بهایم
بهایی
بهایی
بهایی
به اختر
به اردشیر
به افتاد
<صفحه 2286>